X
تبلیغات
رایتل
  •   
  •   
  •   
  •   
  • دیشب ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻮ ﮐﻮﭼﻪ ﺳﻄﻞ ﺁﺷﻐﺎﻟﻮ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻨﻢ

    ﭼﺸﻤﻢ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺻﺤﻨﻪ ﯼ ﺩﺭﺩﻧﺎﮎ

    ﺑﻐﻀﻢ ﮔﺮﻓﺖ






    ظهری ﮐﻪ ﻣﻦ ﺧﻮﻧﻪ ﻧﺒﻮﺩﻡ

    با ناهار پیاز ﺧﻮﺭﺩﻥ

    ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﮕﻔﺘﻦ

  • می خواهم بدانم چرا حالا اردییهشت؟


    من که برگ برگ موهایم به پاییز

    سردی انگشتانم به زمستان

    و داغ دلم به تابستان می مانست،

    چشم گشودنم با اردیبهشت... چرا؟


    شاید آن روز آفرینش

    کسی

    شکوفه های همیشه روی پیراهنم را جدی گرفت

    یا شاید

    چشم های خواب آلوده و ابری و بارانی ام را ...


    و تصمیم تو این شد؛

    و آن لک لک ماه اردییهشت

    مرا آورد پایین،

    تا زمین،

    از بهشت

    تا اردی بهشت

  • ‏ایام عید محتویات ظرف آجیل :

    پسته ، تخمه ، فندق ، تخمه ژاپنی ، گردو و ...

    بعد از ایام عید محتویات ظرف آجیل :

    تخمه ژاپنی

  • یه سوال واسم پیش اومده؟ 




    اون گرگه تو میگ میگ پول داشت بره بمب و نارنجک بخره 



    پول نداشت بره یه مرغ بخره کوفت کنه؟!؟! 


     بیشرف ما رو مسخره فرض کرده بود!


    الان یهو یادم افتاد..


    اعصابم خورد شد ...

  • حیف نون دکتر میشه

     از اتاق عمل میاد بیرون...

    پسره میپرسه حال پدرم چطوره؟ 

    میگه :

     پدرت دچار فراموشی شده،پاهاش فلج شده،نمیتونه حرف بزنه، چشماشو از دست داده...

    پسر با ناامیدی تکیه میده به دیوار و گریه میکنه...


     یارو میگه

    شوخی کردم بابا گریه نکن بابات مرد

عکس

درباره من

  • اگر شعر دنیا را بهتر می کرد، حافظ قبل از ما این کار را کرده بود!

جدیدترین یادداشت‌ها

عکس

دسته‌ها

بلاغ

طعم زندگی به روایت سیب حوا

 

آمار بازدید

 بازدیدکنندگان: 14192